مجموعه کتاب ها و مجلات مدیریتی

نکته های رهبری
نویسنده : رضا .د - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥
 

رهبری یعنی داشتن تاثیر و نفوذ در دیگران.

 جان مکس ول

 

این تعریف از تعاریف مورد علاقه ی من در مورد رهبری است. این تعریف توصیف بسیار ساده و قابل فهمی است که رهبری را برای همه ملموس می سازد. همه ما می توانیم میزان معینی از نفوذ یا تاثیر را روی یک فرد , در یک نقطه ودر یکمکان بکار ببریم. رهبری , موقعیت, مقام و یا یک نومدار گردشی نیست , بلکه تاثیر یک زندگی روی زندگی دیگر است.

 

 

شخصیت هر فرد بیانگر قدرت اوست.

بوکر تی واشنگتن

اولین درسی که هر یک از ما باید یاد بگیریم این است که رهبری وسیع و جامع از یک شخصیت عمیق سرچشمه گرفه است. ساختار و امکانات اساسی و مورد نیاز برای یک کشور , داشتن یک شخصیت بزرگ برای حمایت از یک جریان بزرگ است. اعتماد و تشریک مساعی پیروان ما باید با سطح شخصیت خود ما برابر باشد.

 

 

 

از قدرت خود برای کمک به مردم استفاده کنید ؛ زیرا به ما قدرت اده نشده که فقط اهداف خود  را گسترش دهیم  یا به آن اهداف برسیم و یا حتی در جهان خودنمای کنیم و یا اسمی از خود بر جای بگذاریم ؛ بلکه تنها استفاده ی مفید از قدرت خدمت به مردم است.

 

بله درست است ؛ وقتی ما قدرت را برای رسیدن به خواسته های خودمان بکار می بریم از قدرتمان سو استفاده کرده ایم.

اصطلاح رایج دهه نود لغت ( قدرت دادن)

Empower

بوده است ؛ یعنی قدرت دادن به شخص برای عمل کردن. خیلی ساده این لغت به این معنی است که عمدا قدرت خود را آشکار کنیم. این همان چیزی است که مردم آرزو دارند رهبران آنها انجام دهند. در کتاب انجیل نیز توسط عیسی مسیح به این حقیقت اشاره شده است « ... که هر کس آرزو دارد در بین شما یزرگ و عزیز شد به خدمت شما در می آید.»

 

پرسیدن این که چه کسی باید رئیس باشد مثل پرسیدن این است که چه کسی باید در بین چهار خواننده با صدای زیر آواز بخواند ؟!

واضح است . کسی که می تواند با صدای زیر آواز بخواند.

هنری فورد

من عاشق این قانون ساده و فروتنانه ی هنری فورد هستم.او نوار قرمز بشری را قطع میکند و می گوید رهبری فقط یک دوره ی صدی و یا کسب مقام نیست بلکه تواایی است. سوال مناسب این است : چه کسی می تواند از عهده  ی ظایفش برآید ؟

 

 

 

در طول یک گزارش از تام واتسن مسئول شرکت آی بی ام پرسیده شد که اگر یکی از کارمندان او اشتباهی مرتکب شود و این اشتباه 600000 دلارضرر  برای شرکت به همراه داشته باشد  او این کارمند را اخراج می کند یا نه ؟

 او پاسخ داد : نه , من 600000 دلار برای آموزش او خرج می کنم ؛ چرا باید بخواهم تجربه اش را اجاره دهد؟ 

پاسخ تام واتسن دیدگاهی را برای یک سری از رهبران به وجود می آورد که مجبور شوند به یک کارمند اجازه دهند به دنبال به ست آوردن یک اشتباه یا شکست باشد. اگر اشتباه انها غیر اخلاقی نبوده و یا به طور اساسی اشکالی در سازمان ایجاد نمی کرد باید بهترین کار را انجام دهیم و او را نگه داریم . چرا  به این به عنوان یک تجربه ی آموزنده نگاه نکنیم و آن را یک سرمایه گذاری برای آینده در نظر نگیریم ؟

 

 

 

 

عقابها در یک جا جمع  نمی شوند – شما باید آنها را یکی یکی پیدا کنید.

روس پروت

احتمالا شما هم به این نکته توجه کرده اید. بر عکس بیشتر رندگان عقابها به طور دسته جمعی پرواز نمی کنند زیرا آنها به این راحتی با یکدیگر سازش نمیکند . آنها نمی توانند با فعالیت های دیگر همنوعانشان ع خود را وفق دهند و شما هم نمیتوانید انها را در دسته های بزرگ پیدا کنید.  آنها به تنهایی پیشاپیش و بالاتر از سایر پرندگان پرواز می کند . رهبران مانند عقابها هستند.

 

 

 

اگر فردی بخواهد ارکستر را رهبری کند باید پشت به جمعیت باشد.

 

تفسیر این لغت کوچک ( ارکستر) در برگیرنده ی مفهوم دیگری نیز هست . اگر یک فرد بخواهد ارکستر را رهبری کند باید ابتدا تصمیم قاطعانه صمیم بگیرد چرا که او نه می واند با جمعیت همراه شود و نه می تواد به پاسخ جمعیت نسبت به رهبری او توجه  ماید. او باید در کارش تمرکز کند و این اراده را داشته باشد که به تنهایی تحمل کند . او باید خود را وقف افرادی کند که به او کمک می کند , نه گروهی که او را تماشا می کنند در آخر , حتی اگر او دوست داشته باشد که جمعیت برایش کف بزنند , باز این کار نمیتواند هدف او باشد. هدف او باید رهبری گروه ارکستر آن هم با مهارت و ب نحو بسیار خوبی باشد . تشویق یک محصول فرعی است.

 

 

یک سوال مهم برای رهبران و مدیران این است : آیا من مردم را می سازم و یا رویاهای خود را . و از مردم برای رسیدن به آن رویاها استفاده می کنم؟

جان مکس ول

جک هی فورد سالها پیش درسی را به من آموخت او گفت : هدف ما ساختن یک کلیسای بزرگ نیست , بلکه ساختن افراد بزرگ است . اگر ما بر روی مردم سرمایه گذاری کنیم و آنها را به عنوان مریدان کارکشته قرار دهیم , در آینده رویای خدمان که همن ساخت و تکمیل لیسا اس تحقق می پذیرد. مردم به سرعت تعیین می کنند که ایا ما داریم انها را می سازیم و یا از انها استفاده می کنیم.