مجموعه کتاب ها و مجلات مدیریتی

لذت برقراری ارتباط
نویسنده : رضا .د - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 

مطلب زیر برگرفته از سایت :

http://herfeyeno.com/

می باشد.

 

از چرند و پرندهای قدیمی نتورکرها خسته شده‌اید؟ احساس می‌کنید وقتتان را (باز هم) هدر داده‌اید؟ از اقدام کردن می‌ترسید؟ ای کاش در موقعیت دیگری بودید؟ این ایده‌ها را بخوانید و گام بعدی را در برقراری ارتباطات بردارید.
بانی راس پارکِر (Bonnie Ross-Parker)
ترجمه: نیما عربشاهی
1577 کلمه
 
قصد من از نوشتن این مقاله آن است که «ایده‌های جدید» زیادی به شما بدهم که با آنها بتوانید شبکه‌ی ارتباطی خود را دوباره‌سازی کرده و تجربیات خود را از سطح «پیش پا افتاده» به سطح عالی ارتقاء دهید. با من همراه هستید؟
 
بیایید قبول کنیم. فرقی نمی‌کند کجا مسکن دارید، با چه شرکتی کار می‌کنید یا چه محصولی را معرفی می‌نمایید، بازار هر شغلی اشباع شده و پر از رقابت است. اغلب مردم می‌خواهند کارت ویزیت به شما بدهند و واقعاً فکر می‌کنند که دادن یک کارت می‌تواند کارشان را پررونق کند. شاید این روش به درد برخی نتورکها بخورد ولی به‌نظر من، راه بهتری هم وجود دارد.
 
در طی دوران حرفه‌ای‌ام روشهایی را برای برقراری ارتباط با دیگران انتخاب کرده‌ام که متفاوت و مهیج باشد.
 
در حالی که شبکه‌سازی (networking)، کاری سازمان‌یافته و سامان‌یافته و روندی برای ملاقات به دیگران است برقراری ارتباط (connecting) یعنی وارد گفتگو شدن، گوش دادن، یافتن راههایی برای حمایت و کمک به دیگران و خوش‌فکر بودن.
 
هر کاری که انجام می‌دهید نشانه‌ای است از نوع باور، استعداد و فداکاری شما. با انتخاب روشی آگاهانه و از روی توجه و همدلی برای برقراری ارتباط با دیگران می‌توانید نقاط مشترکی میان خود و آنها بیابید. وقتی به‌مرور ارزشهایی از خود نشان می‌دهید، دیگران تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
 
به‌زودی متوجه می‌شوید که اگر فردی قابل اعتماد، نکته‌بین، توجه کننده، بخشنده و شاد باشید، وضعیت سود و زیان شما بهبود پیدا خواهد کرد.
 
مردم ترجیح می‌دهند با افرادی کار کنند که دوست دارند و نقاط مشترک بینشان وجود دارد. در شبکه‌سازی عادی، افراد کاری ندارند که آیا «اشتراکی» وجود دارد یا نه و تنها تلاششان بر پخش کردن هرچه بیشترِ کارت ویزیت است! باید به آنها گفت خب، وقتی به دفتر کار خود بازگشتید چه؟
 
وقتی ما با ارزشها و احساسات درونی خود مرتبط می‌شویم می‌توانیم آگاهانه، استعدادهای خود را با دیگران قسمت کنیم. به عبارت دیگر، پیشاپیش می‌دانیم چه کسی هستیم و چه چیزی برای دیگران داریم.
 
برقراری ارتباط یعنی:
بقیه در ادامه ی مطلب ...

«چه چیزی می‌توانم پیشنهاد بدهم که به شما کمک کند؟
چه کسی را می‌شناسم که شما می‌خواهید با او آشنا شوید؟
چه چالشهایی در پیش رو دارید که من می‌توانم راه‌حلی برای آنها ارائه دهم؟»
 
(آیا هنوز با من همراه هستید؟)
 
سه استراتژی خاص در روش لذت برقراری ارتباط وجود دارد: متمایز بودن، به‌یاد ماندن و تغییر ایجاد کردن. وقتی در مراسمی حضور دارید و این استراتژیها را به‌طور مستمر و آگاهانه پیاده می‌کنید، هیچ مرزی برای نتایجی که می‌توانید به‌دست بیاورید وجود ندارد. مهارتهای ارتباط مؤثر، شما را در زندگی و کار یاری خواهند نمود.
 
بیایید با این سه استراتژی شروع کنیم...
 
استراتژی شماره یک : متمایز بودن
همه روزه افراد برای به‌دست آوردن سهم خود از کارشان، سر و صدای زیادی به راه می‌اندازند. واقعیت این است که اگر نتوانید شخصیت خود و محصولات و یا خدماتی که ارائه می‌دهید را متمایز کنید، ایجاد اطمینان در مشتریهایتان کار بسیار نفس‌گیری خواهد بود. متمایز بودن در زندگی و کار، فواید خود را دارد. در دنیای کاری، «مشابه» یعنی ضرر.
 
وقتی متمایز هستید به محصولات و یا خدمات خود اعتماد به نفس و باور دارید و علاقه‌ی پاک خود را برای کمک به دیگران نشان می‌دهید.
با جدا شدن از دیگران، بی‌همتا بودن خود را نشان می‌دهید. در حالی که ارزش خود و آنچه ارائه می‌کنید را بالا می‌برید به‌یاد داشته باشید که موفقیت شما در فروش، رابطه‌ی مستقیمی با توانایی شما در برقراری ارتباط دارد. هدف شما در موقعیتهای شبکه‌سازی، گوش دادن، یاد گرفتن و آغاز گفتگو و یافتن راههایی است که بتوانید مهارتها، ایده‌ها، راه‌حلها و پشتیبانی خود را به افرادی که می‌بینید برسانید.
 
در دنیای کاری، متمایز بودن، امتیازی در عرصه‌ی رقابتی به شما می‌دهد و عاملی حیاتی برای موفقیت شماست. یادتان باشد هرچه بیشتر حرف بزنید، کمتر یاد می‌گیرید. هرچه بیشتر گوش دهید، بیشتر یاد می‌گیرید. این نکته را دِیل کارنگی به بهترین وجه بیان کرد «با توجه نشان دادن به دیگران در طول سه ماه می‌توانید دوستان بسیاری پیدا کنید و با مورد توجه دیگران قرار گرفتن، شاید سه سال طول بکشد که دوستی پیدا کنید.» وقتی حالت بزرگوارانه‌ی خود را نشان می‌دهید، دیگران متوجه می‌شوند. شک نکنید.
 
استراتژی شماره دو : به‌یاد ماندن
دو عامل در استراتژی به‌یاد ماندن نقش دارند: ظاهر و رفتار.
 
عامل اول : ظاهر
چرا لَری کینگ همیشه بند شلوار می‌پوشد؟ چرا باب هاپ همیشه یک چوب گلف به‌همراه دارد؟ آیا کسی هست که ظاهر منحصر به فرد باربارا بوش را نشناسد؟ دست است که این افراد، مشهور هستند؛ ولی همیشه حالت منحصر به فرد آنها قابل تشخیص بوده است.
 
یکی از همکاران من همیشه کراواتهای غیرمعمولی می‌بندد. دوست دیگرم که نتورکر موفقی است هیچ وقت بدون کلاه در انظار عمومی حاضر نمی‌شود. خودم همیشه چکمه‌ی کابویی به پا می‌کنم. ویژگی ظاهری خاص من همین است. مردم به آن توجه نشان می‌دهند. همیشه می‌گویم «اگر نمی‌خواهید به‌یاد بمانید چرا خود را چشمگیر نشان می‌دهید؟»
 
احتمالاً طراحی که ظاهر خاص به شما در برقراری ارتباط با دیگران کمک می‌کند. دیگران کنجکاو می‌شوند. در هنگان شبکه‌سازی حواستان به افرادی که به ظاهر شما توجه می‌کنند باشد. گفتگو را با طرح سوالاتی آغاز کنید. اظهار نظر درباره‌ی ظاهر افراد، راه خوبی برای گشایش باب گفتگو است. یادتان باشد که افراد عاشق این هستند که درباره‌ی خودشان صحبت کنند. پس یک شنونده‌ی عالی باشید.
 
عامل دوم : رفتار
رفتار، دو وجه دارد. دیگران می‌توانند ما را به دلایل منفی (اصلاً خوب نیست) یا دلایل مثبت (بله!) به‌یاد بیاورند. خیلی ساده است؛ تأخیر داشتن، شکست در پی‌گیری، ورّاجی، وسط حرف دیگران پریدن و ناخن‌خشکی، خصوصیات شخصیتی‌ای نیستند که باعث رشد ارتباطات شوند.
 
از طرف دیگر، نوشتن یادداشت تشکر، عمل به وعده‌ها، نوآوری، سخاوت و ابتکار، خصوصیتهایی عالی است که به‌یاد می‌ماند. در زمان شبکه‌سازی، با آنهایی مرتبط شوید که مانند افرادی که دلتان می‌خواهد با آنها کار کنید باشند.
 
ظاهر و رفتار شما درمورد اینکه افراد با شما احساس راحتی و ارتباط داشته باشند یا نه نقش بسیار مهمی دارند. ارزش به‌یاد ماندن را دست کم نگیرید.
 
لازم به ذکر مجدد است که در بازار شلوغ امروز بهتر است شما را به دلایل مثبت به‌یاد بیاورند.
 
استراتژی سوم : ایجاد تغییر
وقتی آرزو دارید تغییری ایجاد کنید باید از شخصیتی که دارید، آنچه می‌گویید و آنچه انجام می‌دهید آگاه باشید. آماده‌ی شنیدن و خدمت کردن به دیگران باشید تا توانایی شما برای ایجاد تغییر در زندگی دیگران افزایش پیدا کند. وقتی تغییری ایجاد می‌کنید، به‌مرور هر ارتباطی که دارید به تجربه‌ای مثبت تبدیل می‌شود. بدین ترتیب شما با رفتار خوبتان، استاندارد بالایی را برای طرز رفتار با دیگران معرفی می‌کنید.
 
ایجاد تغییر، الگوی فکری شبکه‌سازی سنتی را از «چی برای من داره» به «چی برای او داره» تبدیل می‌کند.
 
توجه و حمایت پاک شما از دیگران، روابطی پایدار را به‌وجود می‌آورد که در گذر زمان به باعث بهبود وضعیت کاری شما می‌شود.
 
به تجربیاتی که داشتید فکر کنید؛ زمانی که فردی، تغییری در زندگی شما ایجاد کرد. او به شما کمک کرد، از شما پشتیبانی کرد، مسیر خود را عوض کرد تا نیاز شما را برآورده سازد. شما نیز می‌توانید همین پشتیبانی را به فرد دیگری بدهید و تغییری در زندگی او ایجاد کنید. انتخاب با شماست.
 
همکاران و دوستان خود را به مراسم بعدی که در پیش رو دارید دعوت کنید و در آنجا آنها را با افرادی که می‌دانید نیاز دارند آشنا کنید. افرادی که می‌شناسید را با افرادی که به آنها احتیاج دارند آشنا کنید. ثابت کنید فردی هستید که مشتاق و آرزومندِ کمک به دیگران است. کمی راه خود را طولانی‌تر کنید تا کمکی یا راه‌حلی را به فردی برسانید.
 
هر ارتباطی که برقرار می‌کنید، پنانسیل این را دارد که تغییری مثبت در زندگی شخصی و حرفه‌ای شما ایجاد کند. ولی در دنیای شبکه‌سازی، افراد بیشتر تمایل دارند که پیش از ایجاد تغییر در زندگی دیگران، چیزی بفروشند.
 
وقتی اول به دیگران خدمت کنید و آنها را بر برنامه‌ی کاری خودتان اولویت دهید، تغییری در زندگی آنها ایجاد کرده‌اید.
 
مردم با آنهایی کار می‌کنند که برایشان ارزش و بها به ارمغان بیاورند.
هرگز نخواهید دانست که با چه‌کسی ملاقات خواهید کرد و چه تأثیری می‌توانید بر زندگی او داشته باشید. هرگز نخواهید دانست که با چه‌کسی ملاقات خواهید کرد و او چه تأثیری بر زندگی شما خواهد گذاشت. مردم به آنچه می‌گویید گوش می‌دهند، به ظاهر شما توجه می‌کنند، اعمال شما را زیر نظر دارند. تصمیم بگیرید که هر کجا و هر زمان، تأثیری مثبت و به‌یاد ماندگی از خود به‌جای بگذارید. بدانید که با خدمت کردن به دیگران در مسیر خود می‌توانید تغییری در زندگی آنها ایجاد کنید.
 
تصور کنید با استفاده از لذت برقرار ارتباط و حفظ و نگهداری از آن چه تأثیرات مثبتی بر زندگی و کار خود خواهید گذاشت. از همین الآن دست به کار شوید. از شما می‌خواهم زندگی را اینگونه تجربه کنید: در هر ارتباطی که برقرار می‌کنید، لذتی بیابید. وقتی برای هر ارتباط خود ارزش قائل شوید و آنرا به‌حساب آورید، دیگران متوجه خواهند شد. و در این حالت، شبکه‌سازی را از دیدگاه کاملاً جدید تجربه خواهید نمود. امتحانش کنید. و نتایج فوق‌العاده‌ی آنرا انتظار داشته باشید.
 
 
 
 
بانی‌راس‌پارکِر (Bonnie Ross-Parker)
او نویسنده، سخنران و کارآفرین است. بانی، سوابقی در تدریس، پیشرفت فرانشیز، نشر، مربی‌گری، بازاریابی شبکه‌ای و پیشرفت اجتماعی دارد. او جوایز مختلفی دریافت کرده است.
 
برای آشنایی بیشتر با او و کارهایش به آدرس زیر مراجعه کنید:
 
                      www.TheJoyofConnecting.com