مجموعه کتاب ها و مجلات مدیریتی

# !
نویسنده : رضا .د - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
 

سلام. اگه میل دارین که مطلبی توی وبلاگ بذارین  من که از خُدامه .

(البته  فقط برای بچه های رشته ی مدیریت دانشگاه فردوسی)

توی قسمت نظرات  email  + اسمتون رو بذارین ما هم درخدمتیم.


 
 
ایده های جدید خود را ارائه کنید.
نویسنده : رضا .د - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
 

یک سایت فوق العاده  و جامع برای دوره کار آفرینی، خلاقیت ،نوآوری  

و  گذاشتن ایده های جدیدتون.

http://www.creativity.ir


 
 
پاورقی .
نویسنده : رضا .د - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
 

بعضی نوشته هارو  که فکر میکردم چندان مناسب حال فعلی وبلاگ نیست به صورت فایل های محافظت شده گذاشتم برای پاورقی!

اگه خواستین بخونین با رمز 1234 وارد بشین.


 
 
mba و کنده شدن پرهای ما به صورت تک تک!
نویسنده : رضا .د - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
 

  توی سایت خوابگاه نشسته بودم که اتفاقی با یک دانشجوی دوره ی دکترای مدیریت صنعتی آشنا شدم . از این صحبت کردم که نظرتون درباره ی mba چیه ؟ من اگه بخوام تو این رشته قبول شم چی کار کنم و....؟

   هنوز صحبتای من تموم نشده بود که یهو پرید تو صحبتای من. با یک لحن وحشتناکی به من گفت: فکر کردی می تونی mba قبول شی؟ 4-5 نفر تو کل کشور برای mba میخوان به نظر خودت میتونی جزو اونا باشی؟  و در این زمان بود که کنده شد پرهای ما به صورت تک تک!

منم از اون موقع دیگه حرفی از mba نزدم ! جراتش رو هم نداشتم ! هر شب دارم کابوس میبینم لرد ولد مورت (اسمشو نبر) داره پشت سرم میدوه میگه: فکر کردی میتونی mba قبول بشششششششششی!

پیوست: برای آشنایی بیشتر با رشته ی mba:

http://www.daysystem.ir/files/budget/arshad/mba.pdf

http://www.hic-iran.com/content/media/article/2.pdf

http://www.imi.ir/ns1/training/CourSer/PostMBA_project.pdf

http://www.payvand.net/pdf/mba.pdf

http://arshadinfobase.com/mba/mba/moarefi.pdf

و برای آشنایی بیشتر با لرد ولدمورت(اسمشو نبر) به مجموعه کتابهای هری پاتر رجوع کنید!


 
 
اه اه
نویسنده : رضا .د - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤
 

حالم از درسای این ترم به هم می خوره.واقعا حال آدم رو بهم می زنن. سبز

 تف به گور پهلوی .خب اینام شدن کلاس؟

من که اصلا جزوه حسابداری و ریاضی ندارم !!!!! خیال باطل

امام گفت بدبخت بیچاره باشین .جزوه نداشته باشین !

متفکر خب تقصیر من اینجا چیه؟


 
 
آموختن
نویسنده : رضا .د - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤
 

  پیر ما را دیدند زبان فرنگ می اموخت. پرسیدند این آموختن از بهر چیست؟

بگفت  خواهم فیلم ها را به زبان فرنگی ببینم که بس جذابند.

گفتند مگر تلویزیون خودمان کم فیلم و سریال های فرنگی می گذارد که خودت را در این سن به زحمت انداخته تا فرنگی بیاموزی؟

پیر ما چنان برافروخته شد و سخنانی بر زبان راند که ما از گفتن آن شرمساریم.


 
 
حکمت
نویسنده : رضا .د - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤
 

روزی جمعی از مریدان جمع بودند به پیر گفتند حکمتی بگو.

پیر ما  بگفت و بگفت و بگفت و این گفتن تمام ناشدنی می آمد.

مریدان بر سر می کوفتند که ای پیر بس است گوه گیجه گرفتیم .و او همچنان حکمت ها از باب های عجیب بر زبان میراند تا از پای درآمد!

 


 
 
بزرگترین عذاب!
نویسنده : رضا .د - ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤
 

از پیر ما پرسیدند بزرگترین عذاب ها در دنیا چیست؟

پیر ما گفت بزرگترین عذاب این است که درس  حسابداری با قدیری ,زبان با دهناد ,ریاضی با مقدس زاده , حقوق اساسی با خواجی داشته باشید که بزرگترین عذاب هاست و گر کسی هر چهار را با هم داشت خداوند او را از تمامی گناهان برهاند و او را با پیامبران در بهشت جای دهد.

مریدی از مریدان  پس از شنیدن با  شوق نعره ای بزد و دار فانی را وداع گفت که هر چهار را با هم داشت.

خداوند او را  با پیامبران در بهشت کناد!


 
 
خوش اومدید.
نویسنده : رضا .د - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۳
 

سلام

اینم یه وبلاگ برای بچه های رشته ی مدیریت ,البته نه فقط از نوع فردوسی!

من که خیلی وقت بود تو کار وبلاگ نبودم ولی این شد یه بهونه که دوباره یاد و خاطره ی وبلاگ نویسی رو زنده کنم ! البته با یک نوع وطرح جدید.

بگذریم

کم کم اخر ترم هم داره شروع میشه و امتحانا نزدیک.تا الان که از ما بخاری بلند نشده ! شما رو نمیدونم.

فکر کنم برای اولین پست بس باشه!

رمز عبور برای نوشته های محافظت شده:١٢٣۴

فعلا .....................................